عوامل تاثیرگذار در تحلیل
در کلیه بازارهای مالی دو عامل و متغیر اساسی برای تحلیل وجود دارد که با حذف هرکدام از این دو، چرخه طبیعی آن بازار مختل شده و بهنوعی در روند طبیعی آن اختلال اتفاق افتاده است.
- تقاضا (Demand)
تقاضا میزان تمایل و درخواست خرید جهت بهدستآوردن کالا یا خدمات است. مجموعه (قیمت، تعداد مصرفکنندگان در بازار، سلیقه مصرفکنندگان، درآمد پولی و قیمت سایر کالاهای مرتبط) عوامل تأثیرگذار بر قیمت است که جهت آن را صعودی مینماید. هر چه میزان قیمت (P3) کمتر باشد تقاضا (Q3) بیشتر میشود و بالعکس هر چه قیمت (P1) افزایش داشته باشد میزان تقاضا (Q1) کاهش مییابد در نتیجه، مصرفکننده به طور طبیعی از خرید محصول چشمپوشی میکنند.

عرضه (Supply)
میزان کالا یا خدمتی که تولیدکنندگان حاضر هستند در ازاء قیمت معینی در واحد زمان به بازار ارائه دهند. مجموعه (قیمت، شرایط تولید، مقررات دولتی، تعدد عرضهکنندگان و انتظارات بازار) عوامل تأثیرگذار بر قیمت است که جهت آن را نزولی مینماید. هر چه قیمت (P1) پایینتر باشد عرضه (Q1) کم بوده و با افزایش قیمت (P3) عرضه (Q3) نیز افزایش خواهد یافت؛ زیرا فروش تعداد زیادی محصول در قیمتی بالاتر، درآمد تولیدکننده را بیشتر مینماید.

روند عرضه و تقاضا زیربنا و اساس هر اقتصادی را شکل میدهد. اگر افراد یک جامعه برای یک کالا یا خدمات تقاضای بیشتری داشته باشند و مایل به پرداخت مبلغ بیشتری نیز باشند تولیدکنندگان و خدماتدهندگان به عرضه آن محصول یا خدمت روی آورده، در نهایت با افزایش عرضه، قیمت محصول یا خدمت شروع به کاهش نموده تا سطح تقاضا کاهش یابد. در نتیجه بازار به نقطهای از تعادل خواهد رسید که در آن عرضه دقیقاً برابر تقاضا میشود. در چنین شرایطی سود و منفعت تقاضاکننده و عرضهکننده در بالاترین سطح خواهد بود.

تئوری عرضه و تقاضا
- تمامی نوسانات صعودی بهواسطه تقاضا و تمامی نوسانات نزولی بهواسطه عرضه به وجود میآید
- حجم عرضه و تقاضا با حجم نوسانات ارتباط مستقیم دارد.
کندل
کندل در لغت به معنای شمع است و در تکنیکال بهعنوان سایه قیمت از آن نامبرده میشود طور یکه تمامی عوامل مؤثر بر تغییرات قیمت را در خود مستتر دارد. فروشندگان برنج در ژاپن اولین افرادی بودند که از کندلها برای شناسایی رفتار قیمت و بررسی شتاب قیمتی در بازارهای مالی استفاده کردند. این کندلها در ابتدا در محیط نرمافزاری به نام متاتریدر شکل گرفت که بهمرورزمان در نرمافزارهای تحت وب نیز ترسیم و استفاده شد.
کندلها خود از چهار رفتار قیمتی تشکیل شده است.
- اولین قیمت یا اولین احساسات (Open)
- آخرین قیمت یا آخرین احساسات (Close)
- بالاترین قیمت یا بیشترین احساسات (High)
- پایینترین قیمت یا کمترین احساسات (Low)

انواع کندل
کندل بهطورکلی به دودسته تقسیم میشود
- کندل عرضه:
کندلی است که در آن عرضهکنندگان (فروشندگان) بر تقاضاکنندگان (خریداران) غلبه نموده و قیمت را کاهش میدهند که به شکل کندلی تو پر ترسیم شده و اولین قیمت (Open) آن بالاتر از آخرین قیمت (Close) است (CLOSE < OPEN)

کندل تقاضا:
کندلی است که در آن تقاضاکنندگان یا همان خریداران بر عرضهکنندگان (فروشندگان) غلبه نموده و باعث افزایش قیمت میشوند که به شکل کندلی توخالی ترسیم شده و اولین قیمت (Open) آن پایینتر از آخرین قیمت (Close) است (CLOSE > OPEN)

محدوده تعادل بین عرضه و تقاضا
یکی از اقداماتی که ثبات حضور در بازار را برای هر فعال و سرمایهگذار تضمین مینماید، تشخیص درست جهت بازار، عملکرد صحیح و افزایش راندمان معاملات خواهد بود. این مهم در صورتی میتواند محقق شود که بتوانیم شرایط موجود در بازار را درک کرده و خوب آن را تجزیهوتحلیل نموده و در جهت افزایش ضریب اطمینان معاملاتمان بکار ببریم. یکی از مواردی که در این حوزه میتوان بدان اشاره داشت استفاده از محدوده تعادل بین عرضه و تقاضای موجود در بازار است. بدین منظور به اصول اولیه تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا که به شرح ذیل است توجه نمایید.
- هر تحلیلی، زمان اعتبار دارد؛ بنابراین در هنگام تحلیل حتماً باید دقت شود که مدتزمان اعتبار تحلیل برای استفادهکنندگان عنوان شود و معاملهگران نیز با حساسیت زیاد به این موضوع توجه داشته باشند که تحلیل نیز مانند مواد خوراکی و فاسدشدنی است و قطعاً زمان انقضایی خواهد داشت؛ بنابراین استفاده از هر تحلیلی بعد از تاریخ انقضای آن بهنوعی ریسک معاملاتمان را بهشدت افزایش داده و سرمایه خود را به مخاطره انداختهایم. بنابراین اگر تحلیل در کندل روزانه انجام شده باشد، ترید و معامله نیز حداکثر تا پایان وقت اداری همان روز مجاز است و اگر تحلیل بر روی کندل هفتگی صورت میگیرد، معاملات در انتهای هفته حتماً باید تعیین تکلیف شده و اگر تحلیل بر روی کندل ماهیانه اتفاق افتاده باشد، حداکثر تا پایان همان ماه باید پوزیشن باز شده به سرانجام برسد و بسته شود. در این سبک تحلیلی آمده است که تحت هر شرایطی پوزیشنها بسته شده و برای بازه زمانی بعد، دوباره این فرایند تکرار شود.
- زمان مناسب برای تحلیل بازار، زمانی است که هنوز کندل جدید تشکیل نشده و ما تحتتأثیر شرایط و جو بازار قرار نگرفته باشیم.
- در ابتدای زمان شروع معاملات سریعاً پوزیشنی باز ننماییم و با کمی صبوری منتظر بمانیم تا مشخص شود که عرضهکنندگان حاکم بر بازار هستند یا تقاضاکنندگان، بعد از آن برای باز نمودن پوزیشن در جهت پیروز میدان اقدام نماییم.
حدفاصل بین خط بالایی محدوده و خط پایینی محدوده را محدوده تعادل مینامیم. این محدوده فضایی است که باید در نظر گرفت تا فعالین و سرمایهگذاران بتوانند با آسودگی خاطر، باتوجهبه تمامی عوامل فاندامنتالی حاکم بر بازار و موارد تکنیکالی تصمیم خود برای انتخابی درست جهت باز نمودن پوزیشنی در حمایت از تقاضاکنندگان یا عرضهکنندگان داشته باشند. در این فضا همه خریداران با فروشندگان برای غلبه بر یکدیگر و بهدستآوردن جو حاکم بر بازار زورآزمایی کرده، قدرت و توان و سرمایه خود را به رخ طرف مقابل کشیده تا بلکه از موضعشان عقبنشینی نمایند. این اتفاق در هر تیک قیمتی رخداده تا در نهایت یکی از طرفین پیروزمندانه بتواند قیمت را به نفع خود از این محدوده خارج نماید. آنجاست که میتوان برای کاهش ریسک معاملاتمان سوار بر موج شده و در جهت جو حاکم پوزیشنی بازکرده و از شرایط ایجاد شده کمال استفاده را ببریم. برای مفهوم بهتر موضوع به مثال ذیل توجه بفرمایید.
تعدادی از بچهها را در نظر بگیرید که گرد هم آمدهاند تا با یکدیگر بازی کنند. این بچهها بهواسطه اقتضای سنشان دم از زور بیشتر خود نسبت به دیگری دارند. آنها برای اثبات این موضوع به فکر چاره میافتند تا علاوه بر سرگرمی جواب این سؤال را هم بیابند. پس از کمی فکرکردن و ارائه پیشنهادهای مختلف تصمیم به بازی طنابکشی میگیرند تا هر دو منظور (بازی و زورآزمایی) را بتوانند با هم داشته باشند. آنها با دعوت از پدر یکی از بچهها بهعنوان داور و تهیه یک طناب ضخیم کنفی و ترسیم دو خط بهعنوان خط محدوده تعادل یا زورآزمایی به دو گروه تقسیم میشوند.

هر دو گروه با گرفتن دوسر مختلف طناب منتظر اعلام شروع مسابقه از سوی داور هستند آنها بر اساس گفته داور فقط تا جایی میتوانند زور بزنند و طناب را بکشند که علامت گذاشته شده وسط طناب از دو خط نارنجی عبور ننماید. با گذر طناب از یک خط نارنجی با نتیجه برندهشدن آن تیم بازی به اتمام میرسد. در بازار نیز دقیقاً به همین صورت اتفاق میافتد با این تفاوت که تحلیلگران بهجای داور، خریداران و فروشندگان هرکدام بهجای یکی از تیمها و محدوده مشخص شده با خط نارنجی توسط داور دقیقاً محدوده تعادل است. ما با نظارهگر شدن به زورآزمایی بین خریداران و فروشندگان، بهمحض عبور قیمت از خطوط نارنجی، بازار را جولانگاه آن گروه خاص میدانیم و با باز نمودن پوزیشن در جهت آن گروه از منافع تغییرات قیمتی استفاده مینماییم. اگر گروه تقاضاکنندگان پیروز میدان باشند بهترین استراتژی، خرید (Buy) و در صورت پیروزی عرضهکنندگان بهترین استراتژی، فروش استقراضی (Short) خواهد بود.
لازم به ذکر است که برای ترسیم و مشخص نمودن محدوده تعادل بین عرضه و تقاضا باید محیطی از آخرین کندل بسته شده در نمودار که بیشترین عرضه یا تقاضای باقیمانده در آن وجود دارد را در نظر بگیریم. باتوجهبه اینکه ما در اصول تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا، کندلها را به چهار سایز بلند، متوسط، کوتاه و خیلی کوتاه دستهبندی مینماییم، و اینکه دو نوع کندل عرضه و تقاضا در نمودارها داریم، پس میتوان در کل 8 نوع کندل را متصور شد که باید محدوده بیشترین میزان عرضه یا تقاضا را در آنها مشخص کنیم. این موضوع خود نیازمند به دانش خاصی است که از حوصله این مقاله خارج است. اگر علاقهمند به مطالعه در حوزه “تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا” هستید و برای اینکه بدانید چطور “محدوده تعادل بین عرضه و تقاضا” را مشخص و تعیین نمایید میتوانید از کتاب “روانشناسی عرضه و تقاضا، استراتژی تک کندلی” یا مقالات موجود در این بخش بهره ببرید.
رضا کردری مدرس مباحث تکنیکال ، روانشناسی عرضه و تقاضا، مباحث اقتصادی و همچنین تحلیلگر بازار سرمایه و طراح استراتژی معاملات PSDC