دانش تحلیل

32 الگوی رفتاری در تحلیل نمودارهای قیمتی به روش روانشناسی عرضه و تقاضا (قسمت سوم)

مفروضات این الگو: - تقاضا داشتیم - آخرین احساسات بازار تقاضای خیلی زیاد است. - سایز کندل بلند است.
در ادامه خواهید خواند

شرح الگو

همان‌طور که در مفروضات الگو بیان شده، ما در تایم قبلی بازار تقاضا داشتیم. بدین معنی که عموم افراد حاضر در بازار در جهت تقاضاکنندگان قرار داشته و برای خرید نماد موردنظر خود سفارش خرید ارسال نموده‌اند. همچنین بخش زیادی از آنها تا زمان تحلیل ما از وضعیت بازار، در موقعیت خریدی که باز کرده‌اند باقی‌مانده‌اند. سؤال مهم و اساسی اینکه از کجا متوجه شویم افراد متقاضی خرید این نماد، همچنان در تصمیم خود برای داشتن سهم مذکور در پرتفوشان مصمم هستند؟

جوابی که می‌توان برای این سؤال عنوان نمود این است که اگر در بازه زمانی تحلیل (روزانه، هفتگی، ماهیانه) برایند تقاضا از عرضه بیشتر باشد و در نهایت تقاضای باقیمانده در کندل ایجاد شود، شاهد تشکیل یک کندل تقاضا خواهیم بود. پس باتوجه‌به اینکه درگذشته تقاضا داشتیم و کندل صعودی را هم شاهد هستیم. متوجه می‌شویم که غالب افراد متقاضی، پوزیشن خرید خود را حفظ نموده‌اند و کماکان به‌عنوان سهام‌دار سهم موردنظر مطرح هستند. قاعدتاً در بازه انتهایی بازار (زمان حال)، سرمایه‌گذاران برای افزایش تعداد سهم نماد موردنظر، عوامل مختلف فاندامنتالی و تکنیکالی آن را مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهند تا بتوانند برای ارسال سفارش خرید و افزایش تعداد آن سهم تصمیم‌گیری کنند.

در نهایت بخش خیلی زیادی (حداقل 60% و حداکثر 100%) از سهامداران با مثبت ارزیابی کردن شرایط این نماد، همچنان نسبت به ارسال سفارش خرید اقدام می نمایند. و حاضرند تا در قیمت های بالاتر از ارزش واقعی، به قیمت های بالای پیشنهادی فروشندگان، خریدشان را انجام داده و به هر قیمتی سهم بیشتری را در پرتفوی خود داشته باشند. برای روشن‌شدن این موضوع به مثالی که در مقاله قبلی عنوان کردم مراجعه می‌کنم. اگر فردی که یک میلیون سهم از نماد خساپا را در پرتفوی خود دارد، همچنان سفارش خریدی با حجم یک‌صد هزار عدد را در سامانه معاملاتی‌اش آماده و برای هسته معاملات ارسال می‌نماید.

به نظر شما این فرد آینده این نماد را خوب و مناسب تفسیر نموده است یا نامناسب و بد؟ قطعاً دیدگاه وی نسبت به رشد قیمتی این نماد بسیار خوب است که حاضر شده علاوه‌برآن حجم زیادی که در سبد سرمایه‌گذاری خود دارد همچنان نسبت به خرید و افزایش مجدد آن سهم اقدام نماید. در اصل چنین متصور است که ارزش واقعی این سهم بیشتر از ارزش بازار آن است. پس چرا تعداد بیشتری از این سهمی با این ارزندگی را برای کسب سود بیشتر در پرتفوی خود نداشته باشد؟

همین امر است که باعث رشد ناگهانی قیمت، در نتیجه ارتفاع کندل می‌شود و ما با بررسی همین کندل‌ها به نتیجه می‌رسیم که عموم معامله‌گران در گروه تقاضاکنندگان قرار دارند و ما هم اگر بخواهیم منفعت و سودی پایدار با حداقل ریسک و دغدغه داشته باشیم باید در همین گروه قرار بگیریم.

الگوی شماره یک (وضعیت A: تقاضا داشتیم، تقاضای خیلی زیاد داریم، انتظار ما ادامه تمایلات صعودی)

در این الگو به واسطه تقاضای بیش از حدی که در بازار برای اکتساب این نماد وجود دارد، سرعت نوسانات قیمت خیلی بالا است. پس باید توجه داشته باشیم برای حضور در این‌چنین الگوهایی باید حتماً حد سود و حد زیان خود را به طور دقیق مشخص کنیم و به‌طورجدی بدان پایبند باشیم تا بتوانیم سود دلچسب و شیرینی را تجربه نماییم. باتوجه‌به مفروضات درج شده در ابتدای مقاله ملاحظه می‌کنید که اکثر معامله‌گران و سرمایه‌گذاران (بیش از 60% کل حاضرین در بازار) با اینکه تعداد زیادی از این نماد را در پرتفوی خود دارند (تقاضا داشتند). نه تنها اقدامی در جهت فروش آن نکرده اند بلکه تحت هر شرایطی و با هر قیمت پیشنهادی از سوی فروشندگان حاضر به خرید می شوند (تقاضای خیلی زیاد دارند).   

در اینجاست که در بازه زمانی انتهای بازار باید منتظر گروه پیروز از بین عرضه‌کنندگان و تقاضاکنندگان در محدوده تعادل باشیم تا در صورت عبور قیمت از خط بالایی محدوده و شکست آن توسط خریداران با حداقل ریسک ممکن نسبت به ارسال سفارش خرید اقدام نماییم. در اینجا باید توجه داشته باشید که با برقراری الگوی شماره یک، ادامه تمایلات صعودی را باید انتظار داشته باشیم. پس احتمال صعود قیمت با سرعت و زاویه کندل قبل بسیار بالاست؛ بنابراین برای اینکه از بازار جا نمانید و بتوانید این نماد را در قیمت‌های پایین‌تری شکار کنید، سریع‌تر سفارشات خود را ارسال نمایید.

الگوی شماره دو (وضعیت B: تقاضا داشتیم، تقاضای خیلی زیاد داریم، انتظار ما شروع تمایلات نزولی)

باوجود تقاضای باقی‌مانده از زمان گذشته در بازار، خریداران و تقاضاکنندگان باتوجه‌به شرایط جدیدی که با شرایط قبل نماد مغایرت دارد، دیگر این نماد را با قیمت‌های پیشنهادی در مارکت، ارزنده نمی‌دانند و سفارشات احتمالی خرید ارسالی خود را حذف کرده و با کمی تفکر بیشتر به این نتیجه می‌رسند که در ادامه اقدامات خود بخشی از سهم‌های خریداری شده درگذشته را برای فروش و عرضه ارائه ‌نمایند. اینجاست که سپاه عرضه‌کنندگان عظیم‌تر شده و دائماً از تعداد تقاضاکنندگان کاسته می‌شود. در نتیجه قیمت نزول کرده و از خط پایینی محدوده تعادل خارج شده و باعث شکسته‌شدن آن می‌شوند.

لازم است به این نکته توجه کنید که این الگو باعث به‌وجودآمدن شروع تمایلات نزولی است. پس‌سرعت حرکت اصلاح قیمت کم خواهد بود؛ لذا نباید در امر خروج از بازار خیلی عجله کنید و سرمایه خود را در قیمت‌های پایین به فروش برسانید. باید در فرصت‌های مناسبی که در بازار به وجود خواهد آمد در بالاترین قیمت، سفارشات فروش خود را ارسال نمایید. همان‌طور که در تصویر بالا ملاحظه می‌کنید بعد از شکست خط پایینی محدوده تعادل تقاضاکنندگانی که با این الگوها آشنایی ندارند این قیمت‌ها را مناسب خرید می‌دانند. با این امر تقاضای بیشتری را ایجاد می‌کنند که باعث افزایش‌های موقت قیمت می‌شوند. اما عرضه‌کنندگان همچنان بر رأی و نظر خود پافشاری کرده و با فشار عرضه‌ای که ایجاد می‌کنند، قیمت‌ها را به پایین کشانده و باعث به‌وجودآمدن تقاضای ازدست‌رفته (سایه‌بالا) در کندل جاری می‌شوند.

در کندل بعد هم می‌بینید خریداران همچنان به امید برگرداندن قیمت به روند صعودی، تمام تلاش خود را می‌کنند و تقاضاهایی را به بازار تزریق می‌نمایند؛ اما همانند حمله قبل ناکام مانده و در نهایت این عرضه‌کنندگان هستند که بر مارکت مسلط شده و باعث نزول قیمت می‌شوند. در بازارهای دوطرفه در این الگو می‌توان با رعایت مدیریت ریسک و سرمایه و بررسی دقیق شرایط، به باز نمودن پوزیشن فروش استقراضی (Short) با حجم‌های خیلی کم اقدام نمود. در این حالت باید با حضور مداوم در مارکت و زیر نظرداشتن نمودار نسبت به مدیریت پوزیشن‌های باز خود اقدام نمایید.

خلاصه الگو

برای بهره‌مندی و کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید به کتاب و دوره‌های ذیل در سایت دانش تحلیل مراجعه نمایید.

رضا کردری، مؤسس آکادمی دانش تحلیل، مدرس مباحث روانشناسی عرضه و تقاضا، تکنیکال، اقتصادی و تحلیل‌گر بازار سرمایه و طراح استراتژی معاملاتی PSDC

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *