دانش تحلیل

تفاوت تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا با تحلیل روانشناسی بازار

در دنیای پیچیدهٔ سرمایه‌گذاری و بازارهای مالی، تحلیل‌های مختلفی برای درک رفتار بازار و پیش‌بینی حرکات قیمت وجود دارند. دو مفهوم اصلی که اغلب موردتوجه قرار می‌گیرند، "تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا" و "روانشناسی بازار" هستند. این دو مفهوم، گرچه در نگاه اول مشابه به نظر می‌رسند، اما تفاوت‌های عمده‌ای در دیدگاه و کاربرد دارند. در این مقاله، به بررسی تفاوت‌های این دو موضوع پرداخته و نشان خواهیم داد که چگونه هر یک از آنها به سرمایه‌گذاران و معامله‌گران کمک می‌کنند تا تصمیمات بهتری بگیرند.
در ادامه خواهید خواند

تعریف تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا

تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا، یک روش پیشرفته در تحلیل بازار است که تمرکز اصلی آن بر شناسایی و تحلیل نقاط کلیدی عرضه و تقاضا در نمودارهای قیمتی است. این نقاط معمولاً به‌عنوان مناطقی مناسب و خوب برای ورود یا خروج از معاملات در نظر گرفته می‌شوند. تحلیل فوق روشی است که مبتنی بر بررسی تفکر، رفتار و عملکرد معامله‌گران در آخرین بازه بازار عمل می‌نماید. کندل که آینه تمام‌نمای احساسات معامله‌گران است ابزار خوبی برای رسیدن به این هدف محسوب می‌شود. پس با بررسی آن می‌توانیم از تفکر حاضرین در بازار، نسبت به آینده مارکت مطلع شده و بهترین تصمیم را در جهت بهینه‌سازی معاملاتمان داشته باشیم. این سبک تحلیلی از اصول و مبانی تفکری بسیار قوی و خاصی برخوردار است، به‌نحوی‌که می‌توان در تمام بازارهای مالی داخلی و خارجی در جهت تحلیلی دقیق و کم‌ریسک از آن بهره برد. تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا دارای سه استراتژی ذیل است.

  • استراتژی تک کندلی: این استراتژی مناسب بازارهای رنج و ساید است. بازاری که معمولاً عموم معامله‌گران از وجود آن آزرده‌خاطر هستند و نمی‌توانند از فرصت‌های موجود در این شرایط بهره ببرند. این استراتژی بسیار کم‌ریسک بوده و تمام اصول مدیریت ریسک در آن لحاظ شده است.
  • استراتژی محیطی: این استراتژی مخصوص بازارهای جهت‌دار است. بازاری که در جهت صعودی یا نزولی حرکت نموده و دارای سرعتی معمولی است. با این استراتژی می‌توان معاملاتی کوتاه‌مدت تا میان‌مدت را با یک مدیریت ریسک متناسب داشته باشیم.
  • استراتژی قیمتی: این استراتژی مختص بازارهای جهت‌دار با شتاب حرکتی بالا است. زمانی که بازارها دارای حرکتی تند و شتاب‌دار به خود می‌گیرند، ریسک زیادی را به معامله‌گران تحمیل می‌کنند. همان‌طور که با شتاب در جهت اصلی حرکت می‌نمایند با همان شتاب هم اصلاحاتی خواهند داشت، پس فعالیت در این شرایط، بدون استراتژی مناسب کاری غیرحرفه‌ای است. 

تعریف تحلیل روانشناسی بازار

روانشناسی بازار به معنای مطالعه و درک احساسات و رفتارهای جمعی سرمایه‌گذاران و معامله‌گران در بازارهای مالی است. روانشناسی بازار به بررسی نحوه تأثیر احساسات انسانی همچون طمع، ترس، اضطراب و اعتمادبه‌نفس بر تصمیم‌گیری‌های معاملاتی می‌پردازد. در این نوع تحلیل، توجه به رفتارهای احساسی افراد و جو کلی حاکم بر بازار بسیار مهم است. برای مثال، در بازارهای صعودی، طمع و اعتمادبه‌نفس بیش از حد ممکن است که موجب حباب‌های قیمتی می‌شود و در بازارهای نزولی، ترس و اضطراب می‌تواند منجر به فروش‌های هیجانی و افت شدید قیمت‌ها شود.

روانشناسی بازار به دنبال کشف چرایی و چگونگی رفتارهای احساسی در میان معامله‌گران و شرکت‌کنندگان بازار است و از این اطلاعات برای بر طرف نمودن نقایص تریدرها در مواجهه با شرایط مختلف بازار استفاده می‌نماید. ازاین‌رو روانشناسی بازار بیشتر به جنبه‌های روان‌شناختی و اجتماعی بازار توجه دارد.

تفاوت‌های کلیدی بین تحلیل‌‌‌های روانشناسی عرضه و تقاضا و روانشناسی بازار

  • تمرکز اصلی

تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا عمدتاً بر نمودارهای قیمت و حجم معاملات تمرکز دارد. در این تحلیل، معامله‌گر به دنبال شناسایی نقاط کلیدی‌ای است که در آن تغییرات عرضه و تقاضا تأثیر قابل‌توجهی بر قیمت‌ها دارند. به‌عبارت‌دیگر، تمرکز این تحلیل بر پیداکردن مناطقی از بازار است که در آن نیروهای عرضه و تقاضا باعث تغییرات قیمت می‌شوند.

در مقابل، روانشناسی بازار بیشتر به رفتار احساسی و جمعی معامله‌گران می‌پردازد. این تحلیل به دنبال کشف چگونگی تأثیر احساسات و رفتارهای انسانی بر کیفیت معاملات صورت‌گرفته در بازار است. همچنین در روانشناسی بازار، جنبه‌های احساسی و روانی افراد در زمان‌های مختلف از جمله هنگام افزایش یا کاهش ناگهانی قیمت‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد.

  • منبع اطلاعات

در تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا، اطلاعات اصلی از نمودارهای قیمتی و حجم معاملات به دست می‌آید. معامله‌گران با مشاهده رفتار قیمت در نقاط مختلف و شناسایی الگوهای قیمتی، به دنبال محدوده‌های ورود و خروج مناسب برای معاملات خود هستند. این نوع تحلیل به نمودارها و داده‌های کمی وابسته است.

اما در روانشناسی بازار، منابع اطلاعاتی اغلب کیفی هستند. تحلیل‌گران روانشناسی بازار از داده‌های احساسی، اخبار، روندهای اجتماعی و اقتصادی استفاده می‌کنند تا بفهمند چه عواملی باعث شکل‌گیری احساسات جمعی در بازار می‌شود. روانشناسی بازار به واکنش‌های احساسی افراد نسبت به اطلاعات خارجی مانند اخبار، گزارش‌های مالی، افزایش یا کاهش سود و زیان اکانت معاملاتی‌شان وابسته است.

  • کاربرد در بازار

تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا بیشتر برای معامله‌گرانی که به دنبال نقاط دقیق ورود و خروج هستند، مفید است. این تحلیل به معامله‌گران کمک می‌کند تا بر اساس داده‌های واقعی و نمودارهای قیمت تصمیم‌گیری کنند و در معاملات خود دقت بیشتری داشته باشند. به‌ویژه در بازارهای مالی با نوسانات بالا، این نوع تحلیل به معامله‌گران کمک می‌کند تا از تغییرات ناگهانی قیمت‌ها سود ببرند.

درحالی‌که روانشناسی بازار بیشتر برای سرمایه‌گذارانی که به تحلیل کلی‌تر و دید بلندمدت نیاز دارند، کاربرد دارد. این نوع تحلیل به افراد کمک می‌کند تا جو کلی بازار و تأثیرات احساسی بر بازار را بهتر درک کنند. سرمایه‌گذارانی که به دنبال تحلیل رفتارهای جمعی و احساسات بازار هستند، از روانشناسی بازار بهره می‌برند.

  • زمان‌بندی و افق زمانی

تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا اغلب برای معاملات کوتاه‌مدت، میان‌مدت و نسبتاً بلندمدت مناسب است. معامله‌گران در این تحلیل به دنبال نقاط کلیدی ورود و خروج هستند که می‌تواند در بازه‌های زمانی مختلف متفاوت باشد. اما روانشناسی بازار، به‌طورکلی برای تحلیل‌های بسیار بلندمدت‌ مورداستفاده قرار می‌گیرد. این تحلیل بیشتر به احساسات و روندهای کلی بازار در طول زمان می‌پردازد و به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا درک بهتری از روندهای خیلی بلندمدت داشته باشند.

  • نقش احساسات در تصمیم‌گیری

در تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا، معامله‌گر تلاش می‌کند تا در زمان تصمیم‌گیری برای محاسبات میزان حجم و نقاط ورود یا خروج از بازار هیچ‌گونه احساساتی را در تصمیم خود دخالت نداده و بتواند به‌دور از هر گونه عوامل حاشیه‌ای تصمیمی درست، دقیق، منطقی و  فنی را برای افزایش سود و بهینه‌سازی معاملات خود بگیرد. اما در روانشناسی بازار، احساسات به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین فاکتورها در تحلیل به کار می‌روند. تحلیل‌گران روانشناسی بازار به تأثیر عمیق احساسات سرمایه‌گذاران بر تصمیم‌گیری‌های معاملاتی توجه می‌کنند و این احساسات را به‌عنوان عامل اصلی در تعیین روندهای بازار می‌دانند.

فواید تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا

  • دقت بالا در تعیین نقاط ورود و خروج: این تحلیل به معامله‌گران کمک می‌کند تا با شناسایی مناطق کلیدی عرضه و تقاضا، تصمیم‌گیری‌های دقیقی داشته باشند.
  • کنترل ریسک: باتوجه‌به داده‌های واقعی نمودارها، حجم معاملات، و استراتژی‌های مناسب امکان مدیریت بهتر ریسک وجود دارد.

در نهایت، تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا و روانشناسی بازار هر دو ابزارهای مهمی برای تحلیل‌گران و سرمایه‌گذاران هستند. بااین‌حال، تفاوت‌های کلیدی میان این دو وجود دارد که آنها را برای اهداف مختلف مناسب می‌سازد. تحلیل روانشناسی عرضه و تقاضا به معامله‌گران کمک می‌کند تا نقاط کلیدی را شناسایی کرده و تصمیم‌گیری دقیقی در معاملات خود داشته باشند، درحالی‌که روانشناسی بازار به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا درک بهتری از شرایط و جو کلی بازار داشته باشند.

شما عزیزان می‌توانید برای بهره‌مندی و کسب اطلاعات بیشتر، به کتاب و دوره‌های ذیل در سایت دانش تحلیل مراجعه نمایید.

رضا کردری، مؤسس آکادمی دانش تحلیل، مدرس مباحث روانشناسی عرضه و تقاضا، تکنیکال، اقتصادی و تحلیل‌گر بازار سرمایه و طراح استراتژی معاملاتی PSDC

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *